
اما اگر فردی معتقد به نظریه «ناآشکارگی حقیقت» باشد، یعنی بر این باور باشد که
در برابر هر مشکل، مسأله و موضوع حق مطلب آشکار نیست؛ حق همیشه تو در تو
است و پرونده آن همیشه باز است، در آن صورت، کسی را که با عقیده او مخالفت
میکند در تخالف با یک حقیقت واضح و مسلمی نمیبیند و نسبت به مخالفان خود
با کینه، نفرت و خصومت برخورد نمیکند چراکه میپذیرد حقیقت نزد کسی نیست.
این نظریه یک نظریه معرفتشناختی است، اگر معتقد به ناآشکارگی حقیقت باشیم
همیشه اهل مدارای عملی و تکثرگرایی نظری خواهیم بود. اما براساس نظریه
«آشکارگی حقیقت» که دقیقاً، هممعنی با «ایدئولوژیک اندیشی» است؛ زندگی فرد
ایدئولوژیکاندیش میتواند با خشونت آمیخته شود. ایدئولوژیک بودن منحصر به ادیان و
مذاهب نیست.
به عنوان مثال، اگر فکر کنیم مارکس به یکسری حقایق پاسخ داده است، ما
میتوانیم یک مارکسیست ایدئولوژیک شویم، اگر فکر کنیم لیبرالیسم به همه
حقایق پاسخ داده است یک لیبرال ایدئولوژیک میتوانیم بشویم. ایدئولوژی میتواند
دینی، علمی، فلسفی و... . باشد.